حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
426
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
بنى هاشماند . ديكر : از آن ابن السّبيل ، كه آن مهمان و رهكذرى باشد . و در سهم خذا و رسول خذا خلاف كردهاند : بعضى ديكر كويند : آنج فرموده است : فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ مفتاح « 1 » كلام است - و مراد بذان نيست كه يك سهم از آن خذاست ، همچنان كه در عرب كويند : « هذا للّه و لك » اين خذا راست و ترا ، « و اعتقك اللّه و اعتقتك » ، يعنى خذا ترا آزاد كرد و من ترا آزاد كردم ، و درين هر دو سخن مراد خذا نيست ، بلك از برآىء مفتاح كلام ، و تفأل ذكر خذا آورده است - و خمس پنج سهم است ، و شش سهم نيست . و قومى ديكر كويند كه : جون غنيمتى حاصل شدى ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست مبارك فراز « 2 » كردى ، و آنج در دست او آمدى از برآىء خانهء كعبه بنهادى ، و فرمودى كه : اين سهم خذاست - و اين روايت مالكى « 3 » است - و آنج باقى بماندى ، بر پنج سهم نهادى ، پس سهمى از آن رسول خذا باشد ، و سهمى از آن ذى القربى ، و سهمى از آن يتامى ، و سهمى از آن مساكين ، و سهمى از آن ابن السّبيل . و ابن عباس « 4 » كويد كه : مال خمس جهار ربع است : ربعى از آن رسول خذاى و قرابت او ، و آنج خذاى فرموده است : لِلَّهِ ) و ( لِلرَّسُولِ اين دو سهم از آن قرابت رسول است ، و رسول از آنجا نصيب نمىكرفت .
--> ( 1 ) . مقصود آغاز و شروع كلام است ، كه معمولا نام خداوند را تبركا مىآورند ، نه آن كه حقيقة بخشى از مال به خدا اختصاص داشته باشد . ( 2 ) . فرازكردن : درازكردن . ( 3 ) . يعنى اين گونه تقسيم را مالك بن أنس ، امام مذهب مالكى - يكى از مذاهب عامّه - روايت كرده است . ( 4 ) . عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب ، پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، و شاگرد امير المؤمنين عليه السلام ، و نياى خلفاى بنى العباس .